تاریخچه

ایده راه اندازی سایتی به نام «پی فلگ» هنگامی شکل گرفت که جین منفورد با پسرش مورتی در راهپیمایی روز آزادی در خیابان کریستوفر شهر نیویورک به سال ۱۹۷۲ شرکت کرد.

Photo: pfalg.org

Photo: pfalg.org

راهپیمایی ای که پیشرو و الگویی است برای رژه های مناسبتی موسوم به «پراید». پس از مراجعـۀ جمع زیادی از همجنسگرایان زن و مرد به جین در طول برگزاری رژه و درخواستشان از وی برای صحبت کردن با پدر و مادرشان، وی تصمیم گرفت گروهی حمایتی را راه اندازی کند. نخستین جلسۀ رسمی این گروه حمایتی، در تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۷۳ در کلیسای متروپلیتن در گرینویچ ویلیج (امروزه به نام کلیسای ویلیج) با حضور تقریباَ ۲۰ نفر برگزار شد. در سالهای بعد،  به شیوۀ دهان به دهان و بنا به نیاز جامعه، گروههای مشابه ایی در گوشه و کنار کشور برخاستند که هدفشان ارائه «خانه های امن» و یک نوع حمایت دوسویه  برای والدینی با بچه های همجنسگرای دختر و پسر بود. پس از راهپیمایی ملی سال ۱۹۷۹ برای حقوق دختران و پسران همجنسگرا، نمایندگان این گروهها برای نخستین بار در واشنگتن دی سی با هم ملاقات کردند.

تا سال ۱۹۸۰، پی فلگ که بعدها به عنوان پرچم والدین شناخته شد، به توزیع اطلاعات برای موسسات آموزشی و نهادهای مذهبی و اعتقادی در سراسر کشور پرداخت. هدفشان از این کار، پایه گذاری و اثبات خود به عنوان منبعی موثق اطلاعات در عرصۀ عمومی جامعه بود. هنگامی که «دیر ابی» در یکی از ستونهای نصیحتی خود به پی فلگ اشاره کرد، بیش از ۷۰۰۰ نامه درخواست اطلاعات دریافت کردیم. در سال ۱۹۸۱، اعضای گروه تصمیم گرفتند یک نهاد ملی ایجاد کنند. نخستین دفترپی فلگ در لس آنجلس و تحت سرمایه آدله استار تأسیس شد.

در سال ۱۹۹۰، سازمان به واسطه دورۀ مشخصی از پیشرفت و توسعه سازمانی،  مدیر اجرایی استخدام کرد و کارمندانش را افزود و نیز به واشنگتن دی سی نقل مکان کرد. نیز در سال ۱۹۹۰، رئیس سازمان پائولت گودمن نامه ایی به باربارا بوش (همسر رئیس جمهور سابق آمریکا)، حاوی درخواست کمک و همیاری ارسال کرد. بانوی اول کاخ سفید شخصاً اینچنین پاسخ داد: «من قویاَ باور دارم که هیچ کدام از ما کمترین تبعیض و نابرابری را بر ضد هیچ فرد یا گروهی از جامعه تحمل نتوانیم کرد. اینچنین رفتاری همواره مسبب و عامل درد و عدم تحمل همیشگی است.» این نظر که گویا سهواً به دست خبرگزاری آشوسیتدپرس داده شده بود، منجر به جنجالی سیاسی شد و شاید نخستین نظر مثبتی بود که تا آنزمان راجع به همجنسگرایان دختر و پسر از کاخ سفید صادر شده بود.

در سالهای نخست دهه ۹۰، بخشهای سازمان در ماساچوست، به موفقیت در گذراندن نخستین قانون مدارس امن در منطقه کمکهای بسیار کردند. در سال ۱۹۹۳، سازمان واژه «خانواده ها» را به نامش افزود و افراد دوجنسگرا را در فهرست مأموریتها و وظایفش وارد کرد. در نیمه های دهه ۹۰، یکی از خانواده های عضو سازمان، مسئول شد تا در وزارت آموزش اثبات کند که ماده ۹ همچنین شامل حفاظت از دانش آموزان همجنسگرای دختر و پسر از هر گونه تجاوز و آزار مبتنی بر گرایشات جنسی می شود. هنگامی که شخصی به نام پت رابرسون تهدید کرد اگر هر ایستگاهی، تبلیغات مربوط به پروژه «ذهن باز» را نصب کند، پیگیری حقوقی می کند، سازمان مباحث مربوط به حقوق مذهبی را در دفاعیۀ خود درج کرد. نتیجۀ توجه رسانه ها به سازمان، جلب توجه افکار عمومی به پیام و رسالت پی فلگ شد که ناظر به سخنان و جرائم نفرت انگیز و نیز خودکشی های دگرباشان نوجوان بود. در سال ۱۹۹۸، سازمان توجه به مسائل افراد تراجنس را نیز در دستور کار خود قرار داد.

در نخستین بارقه های قرن جدید، پی فلگ با هدف تمرکز بهتر بر شبکه های مردمی، گسترش برنامه های همیاری ملی را آغاز کرد. برنامه های مانند: احترام پروری: مدارس امن برای همه؛ پیش به سوی برابری؛ برنامه ملی بورس تحصیلی؛ پیام به خانه ها؛ و خوشآمدگویی به مجامع مذهبی، در حال نمایان کردن نتایج خود هستند.

در هر شهر و کشوری خانواده ها و دوستان دگرباشان شبکه ی پی فلگ آن شهر و یا کشور را راه اندازی می کنند. و این پی فلگ ایران است:

PFLAGIran-logo31

ارتقای سطح دانش دوستان و دیگر اعضای خانواده مان آنها را تشویق کنیم تا از حقوق دگرباشان ایرانی حمایت کرده و برابری حقوقی آنها را محترم بشمارند.

هدف ما رفع هرگونه تبعیض اجتماعی و خانوادگی برای دگرباشان در جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم. ما تلاش می کنیم که با ایجاد ارتباط بین همه ی والدین و دوستان دگرباشان ایرانی در هر کجای دنیا که زندگی می کنند در حمایت از فرزندان، اعضای خانواده و دوستان دگرباش خود سهمی را ایفا کنیم

ما، خانواده و دوستان دگرباشان ایرانی، بر این باوریم که جامعه ی ما یک جامعه ی متنوع است و مردمی که هر روزه با آن ها سر و کار داریم لزوما همانند ما فکر و یا رفتار نمی کنند. آنها ممکن است از نظر گرایش جنسی، دین و مذهب، عقیده ی سیاسی، رنگ و نژاد، زبان و فرهنگ و … با ما متفاوت باشند هر چند که همه ی ما ایرانی و در یک کشور زندگی می کنیم.

ما معتقد هستیم که همجنسگرایان، دوجنسگرایان و دگرجنسگونگان ایرانی با مشکلات زیادی مواجه هستند و عمده ی مشکلات آنها از نا آگاهی ما ناشی می شود. مایی که نتوانسته ایم حضور آنها را پذیرفته و باورشان کنیم. ما، خانواده و یا دوستان دگرباشان ایرانی باور داریم که حمایت از اعضای خانواده و دوستانمان همانا یک وظیفه ی اجتماعی است و باید آن را به درستی به انجام رسانیم زیرا آنها دلبندان و پاره ای از وجود ما هستند.

به جمع ما بپیوندید تا دوستان و اعضای دگرباش خانواده مان را حمایت کنیم.

Comments are closed.