همجنسگرایان پیش از آشکارسازی چه احساسی دارند؟

comingoutما هنوز بر اين واقف نيستيم كه چه چيزي در انتخاب ِجنسي انسانها تاثير ميگذارد. هويت جنسي (يقين و فهم پسر و يا دختر بودن) و اينكه نقش زن و مرد در جامعه چيست در انسانها تا 3 سالگي شكل گرفته است. ماني و ارهارت (Money and Erhardt) معتقدند كه هدف انتخاب جنسي ما (اينكه ما تمايل جنسي به پسران داريم يا دختران) يكي از مهمترين بخش هويت جنسي ماست. آنها بر اين گمانند كه دوجنسگرايي، دگرجنسگرايي و همجنسگرايي به طور عمده در اوايل دوران كودكي شكل مي گيرد. در عرض اين سالهاي اوليه است كه كودك با ارزشهاي خانواده و جامعه آشنا شده و اين قواعد بر ساختار دروني كودك تاثير ميگذارد.  مثلا از اين طريق اكثر كودكان مي آموزند كه همجنسگرايي غلط است و همه بايد ازدواج كنند. به همين دليل زماني كه اين كودك بخواهد برخلاف انتظارات اجتماعي عملكند و از اين ضوابط اخلاقي فاصله بگيرد بحران بزرگي براي او، خانواده و جامعه به وجود خواهد آمد.

كودك خود را عجيب، تنها و دگرگونه احساس ميكند. بسياري از اين كودكان در دوران بلوغ دچار كمبود اعتماد به نفس ميشوند. كودك مي داند كه درصورتيكه وي به علاقه و كشش به همجنس خود يقين حاصل كند، نتيجه اين تمايل، طرد شدن و مورد آزار قرار گرفتن اوست. به همين دليل كودك تلاش ميكند توسط شيوه هاي مختلف دفاعي (چون نفي كردن، سركوب احساسات خود، تلاش در متعالي شدن و توجيه كردن) از رسيدن به اين يقين و خودآگاهي جلوگيري كند.اين سيستمهاي دفاعي از پيشآمدن بحران (بحراني كه در صورت همجنسگرابودن كودك به وجود ميآيد) براي كودك، خانوادهاش، و جامعه جلوگيري ميكند. اين مخفي كاري كودك ميتواند تاثيرات بسيار ويرانگري داشته باشد. فيشر (Fischer) ميگويد: «هرباركه يك فرد همجنسگرا ارزش احساسات خود را نفي ميكند يا به خود پوزبند ميزند تا احساساتش را اظهار نكند، صدمه كوچكي به خود مي زند. وي نيروي خود را به طرف خود بر ميگرداند و آن را براي سركوبكردنِ قدرت حياتي خود به كار مي برد. در آغاز، وي نتيجه اين عمل را احساس نميكند، شايد خوشي و مسرت او كمتر شود، احساس خوشبخت بودنش كاهش يابد و احساس دلخستگي و ضعف به او دست دهد. اما با گذشت زمان نتايج اين سركوبِ احساسات انباشته شده و تاثير ويرانگري خواهد داشت»

چون شخص در اين مرحله از احساسات خود نسبت به همجنساناش شناخت ندارد نميتواند مشكلات خود را دسته بندي كرده و آن را توصيف كند. تناقض و كشمكش دروني او به صورت ناهنجاري رفتاري و بيماري هالي فيزيولوژيکي، خودكشي و عارضه هاي ديگر بروز ميكند. اين احتمال وجود دارد كه دليل برخي از خودكشيها در بين كودكان و نوجوانان اين كشمكش دورني باشد.  ميتوان با اين كشمكشهاي دروني با شيوه هاي مختلفي مقابله كرد. برخي راه خودكشي را انتخاب ميكند. برخي ديگر احساسات جنسي خود را هم از خود و هم از ديگران مخفي ميكنند و از عدم اعتماد به نفس و افسردگي رنج مي برند.

راه حل صحيح براي حل اين كشمكش دروني در اين مرحله اين است كه شخص با چشم باز با بحران اصلي كه دگرگونه بودن است برخورد كند.  به عبارت ديگر شخص بايد تمامي سيستمهاي دفاعي خود را از بين برده و بپذيرد كه به همجنس خود تمايل دارد.

Comments are closed.